پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری اقبال لاهوری

پیام مشرق

بخش ۲۵۵ - عرب از سرشک خونم همه لاله‌زار بادا

عرب از سرشک خونم همه لاله‌زار بادا

عجم رمیده بو را نفسم بهار بادا

تپش است زندگانی تپش است جاودانی

همه ذره‌های خاکم دل بی‌قرار بادا

نه به جاده‌ای قرارش نه به منزلی مقامش

دل من مسافر من که خداش یار بادا

حذر از خرد که بندد همه نقش نامرادی

دل ما برد به سازی که گسسته تار بادا

تو جوان خام سوزی ، سخنم تمام سوزی

غزلی که می‌سرایم به تو سازگار بادا

چو به جان من درآیی دگر آرزو نبینی

مگر اینکه شبنم تو یم بی‌کنار بادا

نشود نصیب جانت که دمی قرار گیرد

تب و تاب زندگانی به تو آشکار بادا

ادامه‌ی پیام مشرق

  1. بخش ۲۵۷ - سر خوش از بادهٔ تو خم شکنی نیست که نیستسر خوش از بادهٔ تو خم شکنی نیست که نیست
  2. بخش ۲۵۸ - اگرچه زیب سرش افسر و کلاهی نیستاگرچه زیب سرش افسر و کلاهی نیست
  3. بخش ۲۵۹ - شعله در آغوش دارد عشق بی پروای منشعله در آغوش دارد عشق بی پروای من
  4. بخش ۲۶۰ - بتان تازه تراشیده‌ای دریغ از توبتان تازه تراشیده‌ای دریغ از تو
  5. بخش ۲۶۱ - پیاماز من ای باد صبا گوی به دانای فرنگ
  6. بخش ۲۶۲ - جمعیت الاقوامبَرفِتَد تا روشِ رزم درین بزم کهن
  7. بخش ۲۶۳ - شوپنهاور و نیچهمرغی ز آشیانه به سیر چمن پرید
  8. بخش ۲۶۴ - فلسفه و سیاستفلسفی را با سیاست دان بیک میزان مسنج
همه‌ی پیام مشرق ←

اقبال لاهوری درباره‌ی اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.