پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری اقبال لاهوری

پیام مشرق

بخش ۲۵۴ - خاکیم و تند سیر مثال ستاره‌ایم

خاکیم و تند سیر مثال ستاره‌ایم

در نیلگون یمی به تلاش کناره‌ایم

بود و نبود ماست ز یک شعلهٔ حیات

از لذت خودی چو شرر پاره‌پاره‌ایم

با نوریان بگو که ز عقل بلند دست

ما خاکیان به دوش ثریا سواره‌ایم

در عشق غنچه‌ایم که لرزد ز باد صبح

در کار زندگی صفت سنگ خاره‌ایم

چشم آفریده‌ایم چو نرگس درین چمن

روبند برگشا که سراپا نظاره‌ایم

ادامه‌ی پیام مشرق

  1. بخش ۲۵۶ - نظر تو همه تقصیر و خرد کوتاهینظر تو همه تقصیر و خرد کوتاهی
  2. بخش ۲۵۷ - سر خوش از بادهٔ تو خم شکنی نیست که نیستسر خوش از بادهٔ تو خم شکنی نیست که نیست
  3. بخش ۲۵۸ - اگرچه زیب سرش افسر و کلاهی نیستاگرچه زیب سرش افسر و کلاهی نیست
  4. بخش ۲۵۹ - شعله در آغوش دارد عشق بی پروای منشعله در آغوش دارد عشق بی پروای من
  5. بخش ۲۶۰ - بتان تازه تراشیده‌ای دریغ از توبتان تازه تراشیده‌ای دریغ از تو
  6. بخش ۲۶۱ - پیاماز من ای باد صبا گوی به دانای فرنگ
  7. بخش ۲۶۲ - جمعیت الاقوامبَرفِتَد تا روشِ رزم درین بزم کهن
  8. بخش ۲۶۳ - شوپنهاور و نیچهمرغی ز آشیانه به سیر چمن پرید
همه‌ی پیام مشرق ←

اقبال لاهوری درباره‌ی اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.