پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری اقبال لاهوری

پیام مشرق

بخش ۲۴۶ - سوز سخن ز نالهٔ مستانهٔ دل است

سوز سخن ز نالهٔ مستانهٔ دل است

این شمع را فروغ ز پروانهٔ دل است

مشت گلیم و ذوق فغانی نداشتیم

غوغای ما ز گردش پیمانهٔ دل است

این تیره خاکدان که جهان نام کرده ئی

فرسوده پیکری ز صنم خانهٔ دل است

اندر رصد نشسته حکیم ستاره بین

در جستجوی سرحد ویرانهٔ دل است

لاهوتیان اسیر کمند نگاه او

صوفی هلاک شیوه ترکانهٔ دل است

محمود غزنوی که صنم خانه ها شکست

زناری بتان صنم خانهٔ دل است

غافل تری ز مرد مسلمان ندیده ام

دل در میان سینه و بیگانهٔ دل است

ادامه‌ی پیام مشرق

  1. بخش ۲۴۸ - نه تو اندر حرم گنجی نه در بتخانه می‌آیینه تو اندر حرم گنجی نه در بتخانه می‌آیی
  2. بخش ۲۴۹ - تب و تاب بتکدهٔ عجم نرسد به سوز و گداز منتب و تاب بتکدهٔ عجم نرسد به سوز و گداز من
  3. بخش ۲۵۰ - مثل آئینه مشو محو جمال دگرانمثل آئینه مشو محو جمال دگران
  4. بخش ۲۵۱ - جهان عشق نه میری نه سروری داندجهان عشق نه میری نه سروری داند
  5. بخش ۲۵۲ - خواجه ئی نیست که چون بنده پرستارش نیستخواجه ئی نیست که چون بنده پرستارش نیست
  6. بخش ۲۵۳ - بیا که بلبل شوریده نغمه پرداز استبیا که بلبل شوریده نغمه پرداز است
  7. بخش ۲۵۴ - خاکیم و تند سیر مثال ستاره‌ایمخاکیم و تند سیر مثال ستاره‌ایم
  8. بخش ۲۵۵ - عرب از سرشک خونم همه لاله‌زار باداعرب از سرشک خونم همه لاله‌زار بادا
همه‌ی پیام مشرق ←

اقبال لاهوری درباره‌ی اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.