پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری اقبال لاهوری

پیام مشرق

بخش ۲۴۲ - به یکی از صوفیه نوشته شد

هوس منزل لیلی نه تو داری و نه من

جگر گرمی صحرا نه تو داری و نه من

من جوان ساقی و تو پیر کهن میکده ئی

بزم ما تشنه و صهبا نه تو داری و نه من

دل و دین در گرو زهره وشان عجمی

آتش شوق سلیمی نه تو داری و نه من

خزفی بود که از ساحل دریا چیدیم

دانهٔ گوهر یکتا نه تو داری و نه من

دگر از یوسف گمگشته سخن نتوان گفت

تپش خون زلیخا نه تو داری و نه من

به که با نور چراغ ته دامان سازیم

طاقت جلوهٔ سینا نه تو داری و نه من

ادامه‌ی پیام مشرق

  1. بخش ۲۴۴ - در جهان دل ما دور قمر پیدا نیستدر جهان دل ما دور قمر پیدا نیست
  2. بخش ۲۴۵ - گریهٔ ما بی اثر ناله ما نارساستگریهٔ ما بی اثر ناله ما نارساست
  3. بخش ۲۴۶ - سوز سخن ز نالهٔ مستانهٔ دل استسوز سخن ز نالهٔ مستانهٔ دل است
  4. بخش ۲۴۷ - سطوت از کوه ستانند و بکاهی بخشندسطوت از کوه ستانند و بکاهی بخشند
  5. بخش ۲۴۸ - نه تو اندر حرم گنجی نه در بتخانه می‌آیینه تو اندر حرم گنجی نه در بتخانه می‌آیی
  6. بخش ۲۴۹ - تب و تاب بتکدهٔ عجم نرسد به سوز و گداز منتب و تاب بتکدهٔ عجم نرسد به سوز و گداز من
  7. بخش ۲۵۰ - مثل آئینه مشو محو جمال دگرانمثل آئینه مشو محو جمال دگران
  8. بخش ۲۵۱ - جهان عشق نه میری نه سروری داندجهان عشق نه میری نه سروری داند
همه‌ی پیام مشرق ←

اقبال لاهوری درباره‌ی اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.