پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری اقبال لاهوری

پیام مشرق

بخش ۲۳۷ - حسرت جلوهٔ آن ماه تمامی دارم

حسرت جلوهٔ آن ماه تمامی دارم

دست بر سینه نظر بر لب بامی دارم

حسن می گفت که شامی نپذیرد سحرم

عشق می گفت تب و تاب دوامی دارم

نه به امروز اسیرم نه به فردا نه به دوش

نه نشیبی نه فرازی نه مقامی دارم

بادهٔ رازم و پیمانه گساری جویم

در خرابات مغان گردش جامی دارم

بی نیازانه ز شوریده نوایم مگذر

مرغ لاهوتم و از دوست پیامی دارم

پرده برگیرم و در پرده سخن میگویم

تیغ خونریزم و خود را به نیامی دارم

ادامه‌ی پیام مشرق

  1. بخش ۲۳۹ - فرقی ننهد عاشق در کعبه و بتخانهفرقی ننهد عاشق در کعبه و بتخانه
  2. بخش ۲۴۰ - بی تو از خواب عدم دیده گشودن نتوانبی تو از خواب عدم دیده گشودن نتوان
  3. بخش ۲۴۱ - این گنبد مینایی این پستی و بالاییاین گنبد مینایی این پستی و بالایی
  4. بخش ۲۴۲ - به یکی از صوفیه نوشته شدهوس منزل لیلی نه تو داری و نه من
  5. بخش ۲۴۳ - دلیل منزل شوقم به دامنم آویزدلیل منزل شوقم به دامنم آویز
  6. بخش ۲۴۴ - در جهان دل ما دور قمر پیدا نیستدر جهان دل ما دور قمر پیدا نیست
  7. بخش ۲۴۵ - گریهٔ ما بی اثر ناله ما نارساستگریهٔ ما بی اثر ناله ما نارساست
  8. بخش ۲۴۶ - سوز سخن ز نالهٔ مستانهٔ دل استسوز سخن ز نالهٔ مستانهٔ دل است
همه‌ی پیام مشرق ←

اقبال لاهوری درباره‌ی اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.