پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری اقبال لاهوری

پیام مشرق

بخش ۱۸۱ - لاله

آن شعله ام که صبح ازل در کنار عشق

پیش از نمود بلبل و پروانه می تپید

افزونترم ز مهر و بهر ذره تن زنم

گردون شرار خویش ز تاب من آفرید

در سینه چمن چو نفس کردم آشیان

یک شاخ نازک از ته خاکم چو نم کشید

سوزم ربود و گفت یکی در برم بایست

لیکن دل ستم زدهٔ من نیارمید

در تنگنای شاخ بسی پیچ و تاب خورد

تا جوهرم به جلوه گه رنگ و بو رسید

شبنم براه من گهر آبدار ریخت

خندید صبح و باد صبا گرد من وزید

بلبل ز گل شنید که سوزم ربوده اند

نالید و گفت جامهٔ هستی گران خرید

وا کرده سینه منت خورشید می کشم

آیا بود که باز بر انگیزد آتشم؟

ادامه‌ی پیام مشرق

  1. بخش ۱۸۳ - کرمک شبتابیک ذره بی مایه متاع نفس اندوخت
  2. بخش ۱۸۴ - حقیقتعقاب دوربین جوئینه را گفت
  3. بخش ۱۸۵ - حدینغمهٔ ساربان حجاز
  4. بخش ۱۸۶ - قطرهٔ آبمرا معنی تازه ئی مدعاست
  5. بخش ۱۸۷ - محاورهٔ ما بین خدا و انسانخدا:
  6. بخش ۱۸۸ - ساقی نامه در نشاط باغ کشمیر نوشته شدخوشا روزگاری خوشا نوبهاری
  7. بخش ۱۸۹ - شاهین و ماهیماهی بچه‌ای شوخ به شاهین بچه‌ای گفت
  8. بخش ۱۹۰ - کرمک شبتابشنیدم کرمک شبتاب می گفت
همه‌ی پیام مشرق ←

اقبال لاهوری درباره‌ی اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.