پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری اقبال لاهوری

پیام مشرق

بخش ۱۸۴ - حقیقت

عقاب دوربین جوئینه را گفت

نگاهم آنچه می بیند سراب است

جوابش داد آن مرغ حق اندیش

تو می بینی و من دانم که آب است

صدای ماهی آمد از ته بحر

که چیزی هست و هم در پیچ و تاب است

ادامه‌ی پیام مشرق

  1. بخش ۱۸۶ - قطرهٔ آبمرا معنی تازه ئی مدعاست
  2. بخش ۱۸۷ - محاورهٔ ما بین خدا و انسانخدا:
  3. بخش ۱۸۸ - ساقی نامه در نشاط باغ کشمیر نوشته شدخوشا روزگاری خوشا نوبهاری
  4. بخش ۱۸۹ - شاهین و ماهیماهی بچه‌ای شوخ به شاهین بچه‌ای گفت
  5. بخش ۱۹۰ - کرمک شبتابشنیدم کرمک شبتاب می گفت
  6. بخش ۱۹۱ - تنهائیبه بحر رفتم و گفتم به موج بیتابی
  7. بخش ۱۹۲ - شبنمگفتند فرود آی ز اوج مه و پرویز
  8. بخش ۱۹۳ - عشقفکرم چو به جستجو قدم زد
همه‌ی پیام مشرق ←

اقبال لاهوری درباره‌ی اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.