پرش به محتوای اصلی
قوامی رازی

قوامی رازی

دیوان اشعار

۱۲۰ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۶۱ - در غزل است حساب عشق تو ای دوست سخت با رنج است
  2. شمارهٔ ۶۲ - در غزل است رنگ گل گوئی ز خون عندلیب آمیختست
  3. شمارهٔ ۶۳ - در غزل است پیوسته می سگالم؛ تاخود کجائی ای جان
  4. شمارهٔ ۶۴ - در غزل است آن خط دمیده بر بناگوش
  5. شمارهٔ ۶۵ - در غزل است همه ای دل بلای ما خواهی
  6. شمارهٔ ۶۶ - در غزل است ای دل پی یار خویشتن دار
  7. شمارهٔ ۶۷ - در غزل است ای دل اندوه یار خورده نه‌ای
  8. شمارهٔ ۶۸ - در غزل است کسی را نیست چون تو دلستانی
  9. شمارهٔ ۶۹ - در غزل است عید رسید ای نگار، دوستی آغاز کن
  10. شمارهٔ ۷۰ - در غزل است در عشقم آرزوست که دل را طرب دهم
  11. شمارهٔ ۷۱ - در غزل است نکنی ای بت ستمکاره
  12. شمارهٔ ۷۲ - در غزل است چون تو که عزیز باشد ای جان
  13. شمارهٔ ۷۳ - در غزل است دلم ز عشق تو هرگز محال نندیشد
  14. شمارهٔ ۷۴ - در غزل است کار تو به آسمان رسیدست
  15. شمارهٔ ۷۵ - در غزل است باتو خواهیم ویحک ای دلبر
  16. شمارهٔ ۷۶ - در غزل است تا تو باشی مرا جهان چه بود
  17. شمارهٔ ۷۷ - در غزل است ای زلف تو همچو شاخ شمشاد
  18. شمارهٔ ۷۸ - در غزل است ای عشق غم شد از تو مرا شادی
  19. شمارهٔ ۷۹ - در غزل است دل عاشق ز بیم جان نترسد
  20. شمارهٔ ۸۰ - در غزل است عشقت شفقت ندارد ای جان
  21. شمارهٔ ۸۱ - در غزل است خوشتر ز عشق خوبان، اندر جهان چه باشد
  22. شمارهٔ ۸۲ - در غزل است ای که در روزه بال و پر زده ای
  23. شمارهٔ ۸۳ - در غزل است دلبر من کودکست ناز نداند همی
  24. شمارهٔ ۸۴ - در غزل است سرمایه ای است سنگین؛ زلف تو دلبری را
  25. شمارهٔ ۸۵ - در غزل است زلف تو دین مرد دینی برد
  26. شمارهٔ ۸۶ - در غزل واشارت بمدح حسن ابوالعمید است جانا دل من تو را مرید است
  27. شمارهٔ ۸۷ - در غزل و اشارت باسم خواجه علی ضراب است بپیچ سنبل اندر تاب داری
  28. شمارهٔ ۸۸ - در غزل واشارت باسم خواجه اوحد است ز عشق تو کشیدم گرد دل سد
  29. شمارهٔ ۸۹ - در غزل است هر کو چو تو دلستان ندارد
  30. شمارهٔ ۹۰ - در غزل است تا کرده ام ای دوست به عشق تو تولا
  31. شمارهٔ ۹۱ - در غزل واشاره به مدح نوشروان نامی است ای دل به جان و مال خر گر بوسه جانان خری
  32. شمارهٔ ۹۲ - در غزل است معشوق و بهار و باغ و باده
  33. شمارهٔ ۹۳ - در غزل است عاشق خوش طبع با معشوق شیرین خوش خورد
  34. شمارهٔ ۹۴ - در توحید و منقبت و تخلص به مدح سید اجل شرف الدین محمد نقیب گوید دارای آسمان و زمین کردگار ماست
  35. شمارهٔ ۹۵ - در موعظت و نصیحت و دعوت به خداپرستی و زهد در دنیا و رغبت به آخرتست از بد این مردمان، وز غم این روزگار
  36. شمارهٔ ۹۶ - در مدح عمادالدین ابومحمد حسن بن محمد بن احمداسترآبادی قاضی ری گوید ای که در دنیا همه جدی و در دین سرسری
  37. شمارهٔ ۹۷ - در موعظت و نصیحت و دعوت به اعراض از دنیا و اقبال به آخرت گوید ای آز و ناز کرده تو را سغبه جهان
  38. شمارهٔ ۹۸ - در موعظت و نصیحت و زهد در دنیا و رغبت به آخرت گوید جهان سرای و بال است و بارگاه عذاب
  39. شمارهٔ ۹۹ - در موعظت و نصیحت و ترهیب از دنیا و ترغیب به آخرت گوید مدبری که به فرمان او است جان درتن
  40. شمارهٔ ۱۰۰ - در تأسف بر ایام جوانی و شکایت از عوارض پیری و درنصیحت و مناجات نماند است در چشم من روشنائی
  41. شمارهٔ ۱۰۱ - در اثبات صانع و توحید او و بیوفائی دنیا و یادآوری مرگ و موعظت و نصیحت گوید روزی دهی که بر دو جهان است پادشا
  42. شمارهٔ ۱۰۲ - در موعظت و نصیحت و دعوت به زهد در دنیا و رغبت به آخرت گوید ای شده عمر تو ضایع در تمنای محال
  43. شمارهٔ ۱۰۳ - در موعظت و نصیحت گوید مکن دین در سر دنیا ز خودرائی و نادانی
  44. شمارهٔ ۱۰۴ - در توحید و زهد و موعظت گوید پس از توحید جان افزای تا جانم به جا باشد
  45. شمارهٔ ۱۰۵ - قسمت اولی است از قصیده ای ؛ و موجود از آن در بیان توحید است پروردگار عالمیان است کردگار
  46. شمارهٔ ۱۰۶ - در منقبت امیرالمؤمنین علی علیه السلام و عدل خدای تعالی و مدح سید فخرالدین و پدر او سید شمس الدین که هر دو رئیس شیعه در ری بوده اند گوید مرتضی باید که بعد از مصطفی فرمان دهد
  47. شمارهٔ ۱۰۷ - در موعظت و نصیحت و تحذیر از دنیا و تذکیر مرگ و تصدیق حشر و نشر گوید عزیزا چند رنگارنگ این دور جهان بینی
  48. شمارهٔ ۱۰۸ - در موعظت و نصیحت و ترغیب به اختیار آخرت بردنیا گوید عمرها کوتاه گشتست ای عزیزان زینهار
  49. شمارهٔ ۱۰۹ - در عدل خدای تعالی و امامت ائمه اثنی عشر علیهم السلام و موعظت و نصیحت و مدح نقیب النقباء ری شرف الدین مرتضی گوید چهار دار امام ای پسر ولی سه چهار
  50. شمارهٔ ۱۱۰ - در مرثیت سیدالشهدا علیه السلام و ذکر مصائب آن حضرت و اهل بیت او گوید روز دهم ز ماه محرم به کربلا
  51. شمارهٔ ۱۱۱ - در مدح خاتم الانبیاء «ص» و اهل بیت و اصحاب او و موعظت و نصیحت گوید هرکه زین در نشانه ای یابد
  52. شمارهٔ ۱۱۲ - در موعظت و نصیحت و حقانیت مذهب اثنا عشری گوید تا کی از هزل و هوس دنبال شیطان داشتن
  53. شمارهٔ ۱۱۳ - در تفکر در آثار قدرت خدای تعالی و در موعظت و نصیحت گوید خداوندی است عالم را جهان آرای و گیتی‌بان
  54. شمارهٔ ۱۱۴ - در توحید و پند و زهد گوید ای از خدا عزوجل بر تو آفرین
  55. شمارهٔ ۱۱۵ - در منقبت امیرالمؤمنین علی و یازده فرزند معصوم او علیهم السلام و مدح نقیب النقباء ری شرف الدین مرتضی رحمة الله علیه گوید چو صاحب شریعت پس از کردگار
  56. شمارهٔ ۱۱۶ - در ستایش و توحید خدای تعالی و درموعظت و نصیحت و مدح قطب الدین ابومنصور مظفربن اردشیر واعظ مروزی معروف به امیر عبادی گوید مدبری ملکی بر جهان جهانبان است
  57. شمارهٔ ۱۱۷ - از ترکیب بندی است در توحید و مناجات و پند و موعظت و منقبت پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم بدان خدای که جان آفرید و روزی داد
  58. شمارهٔ ۱۱۸ - ترکیب بندی است که در توحید و زهد و پند و منقبت پیغمبر «ص» و امیرالمؤمنین «ع» و شیعیانش گفته جز آفریدگار جهان آفریده نیست
  59. شمارهٔ ۱۱۹ - در توحید و مناجات ومنقبت پیغمبر «ص» و امیرالمؤمنین «ع» و مدح منتجب الدین حسین بن ابوسعد ورامینی «ره» گوید دارنده گردون و نگارنده اختر
  60. شمارهٔ ۱۲۰ - در توحید و مناجات گوید بس مبارک بود چو فر همای

متن اشعار به نقل از گنجور.