پرش به محتوای اصلی
قوامی رازی قوامی رازی

دیوان اشعار

شمارهٔ ۸۸ - در غزل واشارت باسم خواجه اوحد است

ز عشق تو کشیدم گرد دل سد

نهادم در میان سینه مسند

به مسند در نشین فرمان همی ران

که دارد حسن تو ملک مؤید

نشان خال تو بر روی رنگین

بدان ماند که بر آتش نهی ند

فراز عارض تو خط مشکین

چو بر لوح نگارین شکل ابجد

بده چون بوسه ای خواهم که دانی

نشاید کرد قول دوستان رد

تو را بهتر که کم باشد رقیبت

بلی بهتر بود زر مجرد

بنفشه گرد گل بشکفت مندیش

خط آور خوبتر باشد ز امرد

ز بهر بوسه جان و دل و مال

ربودی ای نگار نارون قد

به جان و مال و دل یک بوسه ندهی

نگارینا مبر یک باره از حد

مکن بیگانگی جانا که هستیم

من آن تو، تو آن خواجه اوحد

ادامه‌ی دیوان اشعار

  1. شمارهٔ ۹۰ - در غزل استتا کرده ام ای دوست به عشق تو تولا
  2. شمارهٔ ۹۱ - در غزل واشاره به مدح نوشروان نامی استای دل به جان و مال خر گر بوسه جانان خری
  3. شمارهٔ ۹۲ - در غزل استمعشوق و بهار و باغ و باده
  4. شمارهٔ ۹۳ - در غزل استعاشق خوش طبع با معشوق شیرین خوش خورد
  5. شمارهٔ ۹۴ - در توحید و منقبت و تخلص به مدح سید اجل شرف الدین محمد نقیب گویددارای آسمان و زمین کردگار ماست
  6. شمارهٔ ۹۵ - در موعظت و نصیحت و دعوت به خداپرستی و زهد در دنیا و رغبت به آخرتستاز بد این مردمان، وز غم این روزگار
  7. شمارهٔ ۹۶ - در مدح عمادالدین ابومحمد حسن بن محمد بن احمداسترآبادی قاضی ری گویدای که در دنیا همه جدی و در دین سرسری
  8. شمارهٔ ۹۷ - در موعظت و نصیحت و دعوت به اعراض از دنیا و اقبال به آخرت گویدای آز و ناز کرده تو را سغبه جهان
همه‌ی دیوان اشعار ←

قوامی رازی درباره‌ی قوامی رازی

شرف‌الشعراء امیر بدرالدّین قوامی خبّاز رازی از شاعران معروف نیمه‌ی اول قرن ششم هجری است که به مواعظ حکم و مناقب خاندان رسالت شهرت دارد. لقب «خبّاز» او از آن جهت رایج بود که در اوایل، نانوایی می‌کرد، و دکان خبّازی داشته‌است و تخلّص او به «قوامی» به جهت نام «قوام‌الدّین طغرایی» که ممدوح او بوده، گرفته شده است. قوامی از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.