پرش به محتوای اصلی
قوامی رازی قوامی رازی

دیوان اشعار

شمارهٔ ۸۷ - در غزل و اشارت باسم خواجه علی ضراب است

بپیچ سنبل اندر تاب داری

میان نرگس اندر خواب داری

دل از عشق تو چون قندیل دارم

که روی از حسن چون محراب داری

دلم بیتاب گشت و دیده پرآب

که زلف و رخ بتاب و آب داری

شفا از بوسه تو یافت جانم

همانا در دو لب جلاب داری

شدستی شرمگین تا از بنفشه

طراز لاله سیراب داری

تو را منشور حسن اکنون درست است

که طغرا«ئی» ز مشک ناب داری

اگر تو ماهی ای دلبر چرا پس

مرا رخساره چون مهتاب داری

قوامی خاکپای تو است اگر تو

سر خواجه علی ضراب داری

ادامه‌ی دیوان اشعار

  1. شمارهٔ ۸۹ - در غزل استهر کو چو تو دلستان ندارد
  2. شمارهٔ ۹۰ - در غزل استتا کرده ام ای دوست به عشق تو تولا
  3. شمارهٔ ۹۱ - در غزل واشاره به مدح نوشروان نامی استای دل به جان و مال خر گر بوسه جانان خری
  4. شمارهٔ ۹۲ - در غزل استمعشوق و بهار و باغ و باده
  5. شمارهٔ ۹۳ - در غزل استعاشق خوش طبع با معشوق شیرین خوش خورد
  6. شمارهٔ ۹۴ - در توحید و منقبت و تخلص به مدح سید اجل شرف الدین محمد نقیب گویددارای آسمان و زمین کردگار ماست
  7. شمارهٔ ۹۵ - در موعظت و نصیحت و دعوت به خداپرستی و زهد در دنیا و رغبت به آخرتستاز بد این مردمان، وز غم این روزگار
  8. شمارهٔ ۹۶ - در مدح عمادالدین ابومحمد حسن بن محمد بن احمداسترآبادی قاضی ری گویدای که در دنیا همه جدی و در دین سرسری
همه‌ی دیوان اشعار ←

قوامی رازی درباره‌ی قوامی رازی

شرف‌الشعراء امیر بدرالدّین قوامی خبّاز رازی از شاعران معروف نیمه‌ی اول قرن ششم هجری است که به مواعظ حکم و مناقب خاندان رسالت شهرت دارد. لقب «خبّاز» او از آن جهت رایج بود که در اوایل، نانوایی می‌کرد، و دکان خبّازی داشته‌است و تخلّص او به «قوامی» به جهت نام «قوام‌الدّین طغرایی» که ممدوح او بوده، گرفته شده است. قوامی از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.