پرش به محتوای اصلی
قوامی رازی قوامی رازی

دیوان اشعار

شمارهٔ ۷۵ - در غزل است

باتو خواهیم ویحک ای دلبر

غم بسیار و اندک ای دلبر

بندگانند ناخریده تو را

عاشقان تو یک یک ای دلبر

نعل اسب تو بر سپهر شدست

ماه راتاج تارک ای دلبر

عارضت خط نو پدید آورد

باد بر تو مبارک ای دلبر

آرزوی جهان و راحت جان

از تو یابند بی شک ای دلبر

بی جمال تو لحظه ای بودن

نتوانند ویحک ای دلبر

وقت خوش کرده ای قوامی را

طیب الله عیشک ای دلبر

ادامه‌ی دیوان اشعار

  1. شمارهٔ ۷۷ - در غزل استای زلف تو همچو شاخ شمشاد
  2. شمارهٔ ۷۸ - در غزل استای عشق غم شد از تو مرا شادی
  3. شمارهٔ ۷۹ - در غزل استدل عاشق ز بیم جان نترسد
  4. شمارهٔ ۸۰ - در غزل استعشقت شفقت ندارد ای جان
  5. شمارهٔ ۸۱ - در غزل استخوشتر ز عشق خوبان، اندر جهان چه باشد
  6. شمارهٔ ۸۲ - در غزل استای که در روزه بال و پر زده ای
  7. شمارهٔ ۸۳ - در غزل استدلبر من کودکست ناز نداند همی
  8. شمارهٔ ۸۴ - در غزل استسرمایه ای است سنگین؛ زلف تو دلبری را
همه‌ی دیوان اشعار ←

قوامی رازی درباره‌ی قوامی رازی

شرف‌الشعراء امیر بدرالدّین قوامی خبّاز رازی از شاعران معروف نیمه‌ی اول قرن ششم هجری است که به مواعظ حکم و مناقب خاندان رسالت شهرت دارد. لقب «خبّاز» او از آن جهت رایج بود که در اوایل، نانوایی می‌کرد، و دکان خبّازی داشته‌است و تخلّص او به «قوامی» به جهت نام «قوام‌الدّین طغرایی» که ممدوح او بوده، گرفته شده است. قوامی از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.