پرش به محتوای اصلی
قوامی رازی قوامی رازی

دیوان اشعار

شمارهٔ ۷۲ - در غزل است

چون تو که عزیز باشد ای جان

آن را که تمیز باشد ای جان

در عشق فدای کرد «جا»ن چیست

جان کمتر چیز باشد ای جان

آن پیماید طریق وصلت

کش دل بقفیر باشد ای جان

عاشق شود از وصل مبارز

هر چند که حیز باشد ای جان

کودک به نشاط باشد آن جان

که آنجای مویز باشد ای جان

بود است قوامی ازتو خرم

نشگفت که نیز باشد ای جان

در تو نتوان . . . حت که دانم

وقت تو عزیز باشد ای جان

ادامه‌ی دیوان اشعار

  1. شمارهٔ ۷۴ - در غزل استکار تو به آسمان رسیدست
  2. شمارهٔ ۷۵ - در غزل استباتو خواهیم ویحک ای دلبر
  3. شمارهٔ ۷۶ - در غزل استتا تو باشی مرا جهان چه بود
  4. شمارهٔ ۷۷ - در غزل استای زلف تو همچو شاخ شمشاد
  5. شمارهٔ ۷۸ - در غزل استای عشق غم شد از تو مرا شادی
  6. شمارهٔ ۷۹ - در غزل استدل عاشق ز بیم جان نترسد
  7. شمارهٔ ۸۰ - در غزل استعشقت شفقت ندارد ای جان
  8. شمارهٔ ۸۱ - در غزل استخوشتر ز عشق خوبان، اندر جهان چه باشد
همه‌ی دیوان اشعار ←

قوامی رازی درباره‌ی قوامی رازی

شرف‌الشعراء امیر بدرالدّین قوامی خبّاز رازی از شاعران معروف نیمه‌ی اول قرن ششم هجری است که به مواعظ حکم و مناقب خاندان رسالت شهرت دارد. لقب «خبّاز» او از آن جهت رایج بود که در اوایل، نانوایی می‌کرد، و دکان خبّازی داشته‌است و تخلّص او به «قوامی» به جهت نام «قوام‌الدّین طغرایی» که ممدوح او بوده، گرفته شده است. قوامی از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.