پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی

غزلیات

۱,۹۹۶ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱۸۰۱ ای آنکه تو سلطان همه سیمبرانی
  2. شمارهٔ ۱۸۰۲ شتربانا، دمی محمل میارای
  3. شمارهٔ ۱۸۰۳ مرا زان میر خوبان نیست روزی
  4. شمارهٔ ۱۸۰۴ چه کردم کآخرم فرمان نکردی
  5. شمارهٔ ۱۸۰۵ چنین کان خنده شیرین تو کردی
  6. شمارهٔ ۱۸۰۶ ز رحمت چشم بر چاکر نداری
  7. شمارهٔ ۱۸۰۷ شکستی طره، تا در سر چه داری؟
  8. شمارهٔ ۱۸۰۸ مرا چند آخر از خود دور داری؟
  9. شمارهٔ ۱۸۰۹ دلا، با غمزه خوبان چه بازی؟
  10. شمارهٔ ۱۸۱۰ رخساره چه می پوشی، در کینه چه می کوشی؟
  11. شمارهٔ ۱۸۱۱ اگر تو سرگذشت من بدانی
  12. شمارهٔ ۱۸۱۲ نگارین مرا شد نوجوانی
  13. شمارهٔ ۱۸۱۳ سزد گر نیکویی در من ببینی
  14. شمارهٔ ۱۸۱۴ دیوانه شدم ز یار بدخوی
  15. شمارهٔ ۱۸۱۵ بر لب اثر شراب داری
  16. شمارهٔ ۱۸۱۶ جانا، تو زغم خبر نداری
  17. شمارهٔ ۱۸۱۷ نی کار کسی ست عشقبازی
  18. شمارهٔ ۱۸۱۸ ای برده دلم به دلستانی
  19. شمارهٔ ۱۸۱۹ ای آنکه تمام هم چو ماهی
  20. شمارهٔ ۱۸۲۰ ای مردم دیده نکویی
  21. شمارهٔ ۱۸۲۱ بخرام، ای سرو روان کز باغ رضوان خوشتری
  22. شمارهٔ ۱۸۲۲ ای قامت چون شاخ گل، از برگ گل خندان تری
  23. شمارهٔ ۱۸۲۳ ای مه، بدین چابک‌روی، از آسمان کیستی؟
  24. شمارهٔ ۱۸۲۴ زینسان که از هر موی خود زنجیر صد دل می کنی
  25. شمارهٔ ۱۸۲۵ ای چهرهٔ زیبای تو رشکِ بتانِ آزری
  26. شمارهٔ ۱۸۲۶ جان به فدات می کنم، بو که از آن من شوی
  27. شمارهٔ ۱۸۲۷ نیست دلی که هر دمش آفت دین نمی شوی
  28. شمارهٔ ۱۸۲۸ قصد که داری، ای پسر، باز چنین که می روی
  29. شمارهٔ ۱۸۲۹ می گذری که سینه را وقف هوای خود کنی
  30. شمارهٔ ۱۸۳۰ دست به گل نمی زنی، زانکه نگار من تویی
  31. شمارهٔ ۱۸۳۱ کج کلها، کمان کشا، تنگ قبای کیستی؟
  32. شمارهٔ ۱۸۳۲ ای ز غبار خنگ تو یافته دیده روشنی
  33. شمارهٔ ۱۸۳۳ رخ خوبت به چه ماند، به گلستان و بهاری
  34. شمارهٔ ۱۸۳۴ خواستم زو آبرویی، گفت «بیهوده مگوی
  35. شمارهٔ ۱۸۳۵ باز این ابر بهاری از کجا آید همی؟
  36. شمارهٔ ۱۸۳۶ سبزه نوخیز است و باران در فشان آید همی
  37. شمارهٔ ۱۸۳۷ باز بهر جان ما را ناز در سر می‌کنی
  38. شمارهٔ ۱۸۳۸ ای پریوش، هر چه رسم مردمی کم می کنی
  39. شمارهٔ ۱۸۳۹ هر زمانی از کرشمه خویشتن بینی کنی
  40. شمارهٔ ۱۸۴۰ چتر عنبروش کن از گیسو که سلطان منی
  41. شمارهٔ ۱۸۴۱ گر تو سیمین سرو را شکل سرافرازی دهی
  42. شمارهٔ ۱۸۴۲ جان شیرین منی، ای از لطافت چون پری
  43. شمارهٔ ۱۸۴۳ چه شدت که از کرشمه نظری به ما نکردی؟
  44. شمارهٔ ۱۸۴۴ ز نظر اگر چه دوری، شب و روز در حضوری
  45. شمارهٔ ۱۸۴۵ بسم از جمال ساقی و شراب ارغوانی
  46. شمارهٔ ۱۸۴۶ نفسی که با نگاری گذرد به شادمانی
  47. شمارهٔ ۱۸۴۷ خنده ای کن شکرستان دهن بازگشای
  48. شمارهٔ ۱۸۴۸ عالم آشوب تر از طره طرار خودی
  49. شمارهٔ ۱۸۴۹ می به جام ار چه زخون من مسکین داری
  50. شمارهٔ ۱۸۵۰ بختم از خواب در آمد چو تو با من خفتی
  51. شمارهٔ ۱۸۵۱ گر تو رنج من مسکین گدا بشناسی
  52. شمارهٔ ۱۸۵۲ نوبهار است و گل و موسم عید، ای ساقی
  53. شمارهٔ ۱۸۵۳ باز، ای سرو خرامان، ز کجا می آیی؟
  54. شمارهٔ ۱۸۵۴ آن نه روییست که ماهی ست بدان زیبایی
  55. شمارهٔ ۱۸۵۵ چو منی را مده از دست که کمتر یابی
  56. شمارهٔ ۱۸۵۶ جان من، بی من درمانده تنها چونی؟
  57. شمارهٔ ۱۸۵۷ بی تو، ای بی تو به جان آمده جانم، چونی؟
  58. شمارهٔ ۱۸۵۸ دلها به غمزه دزدی، چون خنده برگشایی
  59. شمارهٔ ۱۸۵۹ ای بیغم از دل من، بسیار شد جدایی
  60. شمارهٔ ۱۸۶۰ ای که تاراج دل و دین می دهی

متن اشعار به نقل از گنجور.