فهرست اشعار
- شمارهٔ ۱۸۰۱ ای آنکه تو سلطان همه سیمبرانی
- شمارهٔ ۱۸۰۲ شتربانا، دمی محمل میارای
- شمارهٔ ۱۸۰۳ مرا زان میر خوبان نیست روزی
- شمارهٔ ۱۸۰۴ چه کردم کآخرم فرمان نکردی
- شمارهٔ ۱۸۰۵ چنین کان خنده شیرین تو کردی
- شمارهٔ ۱۸۰۶ ز رحمت چشم بر چاکر نداری
- شمارهٔ ۱۸۰۷ شکستی طره، تا در سر چه داری؟
- شمارهٔ ۱۸۰۸ مرا چند آخر از خود دور داری؟
- شمارهٔ ۱۸۰۹ دلا، با غمزه خوبان چه بازی؟
- شمارهٔ ۱۸۱۰ رخساره چه می پوشی، در کینه چه می کوشی؟
- شمارهٔ ۱۸۱۱ اگر تو سرگذشت من بدانی
- شمارهٔ ۱۸۱۲ نگارین مرا شد نوجوانی
- شمارهٔ ۱۸۱۳ سزد گر نیکویی در من ببینی
- شمارهٔ ۱۸۱۴ دیوانه شدم ز یار بدخوی
- شمارهٔ ۱۸۱۵ بر لب اثر شراب داری
- شمارهٔ ۱۸۱۶ جانا، تو زغم خبر نداری
- شمارهٔ ۱۸۱۷ نی کار کسی ست عشقبازی
- شمارهٔ ۱۸۱۸ ای برده دلم به دلستانی
- شمارهٔ ۱۸۱۹ ای آنکه تمام هم چو ماهی
- شمارهٔ ۱۸۲۰ ای مردم دیده نکویی
- شمارهٔ ۱۸۲۱ بخرام، ای سرو روان کز باغ رضوان خوشتری
- شمارهٔ ۱۸۲۲ ای قامت چون شاخ گل، از برگ گل خندان تری
- شمارهٔ ۱۸۲۳ ای مه، بدین چابکروی، از آسمان کیستی؟
- شمارهٔ ۱۸۲۴ زینسان که از هر موی خود زنجیر صد دل می کنی
- شمارهٔ ۱۸۲۵ ای چهرهٔ زیبای تو رشکِ بتانِ آزری
- شمارهٔ ۱۸۲۶ جان به فدات می کنم، بو که از آن من شوی
- شمارهٔ ۱۸۲۷ نیست دلی که هر دمش آفت دین نمی شوی
- شمارهٔ ۱۸۲۸ قصد که داری، ای پسر، باز چنین که می روی
- شمارهٔ ۱۸۲۹ می گذری که سینه را وقف هوای خود کنی
- شمارهٔ ۱۸۳۰ دست به گل نمی زنی، زانکه نگار من تویی
- شمارهٔ ۱۸۳۱ کج کلها، کمان کشا، تنگ قبای کیستی؟
- شمارهٔ ۱۸۳۲ ای ز غبار خنگ تو یافته دیده روشنی
- شمارهٔ ۱۸۳۳ رخ خوبت به چه ماند، به گلستان و بهاری
- شمارهٔ ۱۸۳۴ خواستم زو آبرویی، گفت «بیهوده مگوی
- شمارهٔ ۱۸۳۵ باز این ابر بهاری از کجا آید همی؟
- شمارهٔ ۱۸۳۶ سبزه نوخیز است و باران در فشان آید همی
- شمارهٔ ۱۸۳۷ باز بهر جان ما را ناز در سر میکنی
- شمارهٔ ۱۸۳۸ ای پریوش، هر چه رسم مردمی کم می کنی
- شمارهٔ ۱۸۳۹ هر زمانی از کرشمه خویشتن بینی کنی
- شمارهٔ ۱۸۴۰ چتر عنبروش کن از گیسو که سلطان منی
- شمارهٔ ۱۸۴۱ گر تو سیمین سرو را شکل سرافرازی دهی
- شمارهٔ ۱۸۴۲ جان شیرین منی، ای از لطافت چون پری
- شمارهٔ ۱۸۴۳ چه شدت که از کرشمه نظری به ما نکردی؟
- شمارهٔ ۱۸۴۴ ز نظر اگر چه دوری، شب و روز در حضوری
- شمارهٔ ۱۸۴۵ بسم از جمال ساقی و شراب ارغوانی
- شمارهٔ ۱۸۴۶ نفسی که با نگاری گذرد به شادمانی
- شمارهٔ ۱۸۴۷ خنده ای کن شکرستان دهن بازگشای
- شمارهٔ ۱۸۴۸ عالم آشوب تر از طره طرار خودی
- شمارهٔ ۱۸۴۹ می به جام ار چه زخون من مسکین داری
- شمارهٔ ۱۸۵۰ بختم از خواب در آمد چو تو با من خفتی
- شمارهٔ ۱۸۵۱ گر تو رنج من مسکین گدا بشناسی
- شمارهٔ ۱۸۵۲ نوبهار است و گل و موسم عید، ای ساقی
- شمارهٔ ۱۸۵۳ باز، ای سرو خرامان، ز کجا می آیی؟
- شمارهٔ ۱۸۵۴ آن نه روییست که ماهی ست بدان زیبایی
- شمارهٔ ۱۸۵۵ چو منی را مده از دست که کمتر یابی
- شمارهٔ ۱۸۵۶ جان من، بی من درمانده تنها چونی؟
- شمارهٔ ۱۸۵۷ بی تو، ای بی تو به جان آمده جانم، چونی؟
- شمارهٔ ۱۸۵۸ دلها به غمزه دزدی، چون خنده برگشایی
- شمارهٔ ۱۸۵۹ ای بیغم از دل من، بسیار شد جدایی
- شمارهٔ ۱۸۶۰ ای که تاراج دل و دین می دهی
متن اشعار به نقل از گنجور.