پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۴۱

گر تو سیمین سرو را شکل سرافرازی دهی

بنده را در ناله با بلبل هم آوازی دهی

بهر مردن گشتم اینک ساخته تا کی هنوز

نرگس بدخوی را تعلیم بدسازی دهی

آب چشم من که شد غماز حال من به خون

کسوت لعلش همی تعلیم غمازی دهی

بت پرستی دلم بسیار شد،وقت است اگر

تیغ کافر کش به دست غمزه غازی دهی

داد این مرهم بده کز زیر پایت دور ماند

چون به صف عاشقان داد سرافرازی دهی

یار در دل، خسروا و جانم آخر، شاید آنک

پادشاه را با گدایی خانه انبازی دهی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۴۳چه شدت که از کرشمه نظری به ما نکردی؟
  2. شمارهٔ ۱۸۴۴ز نظر اگر چه دوری، شب و روز در حضوری
  3. شمارهٔ ۱۸۴۵بسم از جمال ساقی و شراب ارغوانی
  4. شمارهٔ ۱۸۴۶نفسی که با نگاری گذرد به شادمانی
  5. شمارهٔ ۱۸۴۷خنده ای کن شکرستان دهن بازگشای
  6. شمارهٔ ۱۸۴۸عالم آشوب تر از طره طرار خودی
  7. شمارهٔ ۱۸۴۹می به جام ار چه زخون من مسکین داری
  8. شمارهٔ ۱۸۵۰بختم از خواب در آمد چو تو با من خفتی
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.