پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۵۰

بختم از خواب در آمد چو تو با من خفتی

نه در آغوش که در دیده روشن خفتی

هر دمی گردی و در دیده ناخفته دوست

دوستانه ز پی کوری دشمن خفتی

یاد داری که شبی هر دو به بستان بودیم

من به خار و خس و تو در گل و گلشن خفتی

این چه عید است که خسرو ز تو قدری دریافت

که تو با او همه شب دست به گردن خفتی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۵۲نوبهار است و گل و موسم عید، ای ساقی
  2. شمارهٔ ۱۸۵۳باز، ای سرو خرامان، ز کجا می آیی؟
  3. شمارهٔ ۱۸۵۴آن نه روییست که ماهی ست بدان زیبایی
  4. شمارهٔ ۱۸۵۵چو منی را مده از دست که کمتر یابی
  5. شمارهٔ ۱۸۵۶جان من، بی من درمانده تنها چونی؟
  6. شمارهٔ ۱۸۵۷بی تو، ای بی تو به جان آمده جانم، چونی؟
  7. شمارهٔ ۱۸۵۸دلها به غمزه دزدی، چون خنده برگشایی
  8. شمارهٔ ۱۸۵۹ای بیغم از دل من، بسیار شد جدایی
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.