پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۵۵

چو منی را مده از دست که کمتر یابی

نه چون من یابی هر یار که دیگر یابی

قدر من می نشناسی که چسانم به وفا

باش تا صحبت یاران دگر دریابی

میر خوبان ولایت شدی، از ما می پرس

کاین ولایت نه همه عمر مقرر یابی

قاب و قوسین خدایست کمان ابرو

نه کمانی که به دکان کمانگر یابی

نیکویی داری، اندر حق خسرو کن صرف

که بسی خوبی از این دولت بیمر یابی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۵۷بی تو، ای بی تو به جان آمده جانم، چونی؟
  2. شمارهٔ ۱۸۵۸دلها به غمزه دزدی، چون خنده برگشایی
  3. شمارهٔ ۱۸۵۹ای بیغم از دل من، بسیار شد جدایی
  4. شمارهٔ ۱۸۶۰ای که تاراج دل و دین می دهی
  5. شمارهٔ ۱۸۶۱سرمه اندر چشم خودبین می کنی
  6. شمارهٔ ۱۸۶۲آنکه جان گویند خلقی، آن تویی
  7. شمارهٔ ۱۸۶۳ای ز رویت چشم جان را روشنی
  8. شمارهٔ ۱۸۶۴ترک من، بر شکل دیگر می روی
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.