پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۶۱

سرمه اندر چشم خودبین می کنی

شانه اندر زلف پرچین می کنی

از ستم چندین که کردی کس نکرد

بس کن، از بهر که چندین می کنی؟

در غم لبهای من گویی بمیر

مرگ را بر بنده شیرین می کنی

بگذری از مهر و گویی کاین کنم

مهر می باید ترا کاین می کنی

تا بود ما و خیالت در شرف

چشم خسرو پر ز پروین می کنی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۶۳ای ز رویت چشم جان را روشنی
  2. شمارهٔ ۱۸۶۴ترک من، بر شکل دیگر می روی
  3. شمارهٔ ۱۸۶۵تا فراقت تاخت بر من بارگی
  4. شمارهٔ ۱۸۶۶آمد آن شادی جان بر ما دی
  5. شمارهٔ ۱۸۶۷هر شب، ای ماه، کجا می گردی؟
  6. شمارهٔ ۱۸۶۸گر چه سعادت بسی ست در فلک مشتری
  7. شمارهٔ ۱۸۶۹ای رفته در غریبی، باز آکه عمر و جانی
  8. شمارهٔ ۱۸۷۰ای باد باز بر سر کوی که می روی؟
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.