پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۶۴

ترک من، بر شکل دیگر می روی

با مه از خوبی برابر می روی

چست بربستی قبای فتنه را

گویی از میدان به لشکر می روی

بر سر خود راه کردم مر ترا

بر حقی، گر برسرم برمی روی

چند گویی در روم در چشم تو؟

دیده در راهست، گر سر می روی

دوش گفتی مردم چشم توام

وین زمان در چشم من در می روی

سوی خسرو بین که خاک پای تست

ای که باد افگنده در سر می روی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۶۶آمد آن شادی جان بر ما دی
  2. شمارهٔ ۱۸۶۷هر شب، ای ماه، کجا می گردی؟
  3. شمارهٔ ۱۸۶۸گر چه سعادت بسی ست در فلک مشتری
  4. شمارهٔ ۱۸۶۹ای رفته در غریبی، باز آکه عمر و جانی
  5. شمارهٔ ۱۸۷۰ای باد باز بر سر کوی که می روی؟
  6. شمارهٔ ۱۸۷۱نامردم است، هر که درو نیست مردمی
  7. شمارهٔ ۱۸۷۲به بت نمای مرا ره، اگر به دین نتوانی
  8. شمارهٔ ۱۸۷۳هلال عید نمود، ای مه دو هفته، کجایی؟
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.