پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۵۷

بی تو، ای بی تو به جان آمده جانم، چونی؟

کز پی کاهش من روز به روز افزونی

پیش از این گر چه جفاهات بسی بود، ولی

نه چنین بود از این بیشتری کاکنونی

جان همی خواستی از من که به افسون ببری

جان من رفت و تو هم بر سر آن افسونی

چند گویی که چه حال است دل تنگ ترا

آن چنان است که تو از دل من بیرونی

حال خونابه خسرو دل خسرو داند

تو چه دانی که نه در آب و نه اندر خونی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۵۹ای بیغم از دل من، بسیار شد جدایی
  2. شمارهٔ ۱۸۶۰ای که تاراج دل و دین می دهی
  3. شمارهٔ ۱۸۶۱سرمه اندر چشم خودبین می کنی
  4. شمارهٔ ۱۸۶۲آنکه جان گویند خلقی، آن تویی
  5. شمارهٔ ۱۸۶۳ای ز رویت چشم جان را روشنی
  6. شمارهٔ ۱۸۶۴ترک من، بر شکل دیگر می روی
  7. شمارهٔ ۱۸۶۵تا فراقت تاخت بر من بارگی
  8. شمارهٔ ۱۸۶۶آمد آن شادی جان بر ما دی
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.