پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۵۲

نوبهار است و گل و موسم عید، ای ساقی

باده نوش و گذر از وعد و وعید، ای ساقی

روز محشر نبود هیچ حسابش به یقین

هر که در کوی مغان گشت شهید، ای ساقی

گشت پیمانه چو تسبیح روان در کف شیخ

تا ز لعل تو یکی جرعه کشید، ای ساقی

حاصل از عمر ندارد به جز از حسرت و درد

هر که عید است ز میخانه بعید، ای ساقی

آنکه در کوی محبت قدم از صدق نهاد

دگر او پند ادیبان نشنید، ای ساقی

بارها کرده بدم توبه ز می، باز مرا

چشم مست تو به میخانه کشید، ای ساقی

زاهد از شرم تو دایم سرانگشت گزد

جز در میکده جایی مگرید، ای ساقی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۵۴آن نه روییست که ماهی ست بدان زیبایی
  2. شمارهٔ ۱۸۵۵چو منی را مده از دست که کمتر یابی
  3. شمارهٔ ۱۸۵۶جان من، بی من درمانده تنها چونی؟
  4. شمارهٔ ۱۸۵۷بی تو، ای بی تو به جان آمده جانم، چونی؟
  5. شمارهٔ ۱۸۵۸دلها به غمزه دزدی، چون خنده برگشایی
  6. شمارهٔ ۱۸۵۹ای بیغم از دل من، بسیار شد جدایی
  7. شمارهٔ ۱۸۶۰ای که تاراج دل و دین می دهی
  8. شمارهٔ ۱۸۶۱سرمه اندر چشم خودبین می کنی
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.