پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۴۶

نفسی که با نگاری گذرد به شادمانی

مفروش لذتش را به حیات جاودانی

ز طرب مباش خالی می و رود خواه وساقی

که غنیمت است و دولت دو سه روز زندگانی

غم نیستی و هستی نخورد کسی که داند

که گذشت عمر و باقی نبود جهان فانی

مکن، ای امام مسجد، من رند را ملامت

چو به شهر می پرستان نرسیده ای، چه دانی؟

چه شوی به زهد غره که ز دیر می پرستان

به خدا رسید بتوان به تضرع نهانی

تو و زهد خرقه پوشان، من و دیر دردنوشان

به تو حال ما نماند، تو به حال ما نمانی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۴۸عالم آشوب تر از طره طرار خودی
  2. شمارهٔ ۱۸۴۹می به جام ار چه زخون من مسکین داری
  3. شمارهٔ ۱۸۵۰بختم از خواب در آمد چو تو با من خفتی
  4. شمارهٔ ۱۸۵۱گر تو رنج من مسکین گدا بشناسی
  5. شمارهٔ ۱۸۵۲نوبهار است و گل و موسم عید، ای ساقی
  6. شمارهٔ ۱۸۵۳باز، ای سرو خرامان، ز کجا می آیی؟
  7. شمارهٔ ۱۸۵۴آن نه روییست که ماهی ست بدان زیبایی
  8. شمارهٔ ۱۸۵۵چو منی را مده از دست که کمتر یابی
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.