پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۴۰

چتر عنبروش کن از گیسو که سلطان منی

ترک لشکرکش کن از مژگان که خاقان منی

زلف بالا کن، ببند آن روزن خورشید را

کآفتابم نیست حاجت، چون تو مهمان منی

جان من گم گشت پیشت، نیست آن جای دگر

تا تو بردی جان من یا خود تو هم جان منی

از لطافت جوهرت را خود نمی دانم که چیست؟

پامنه بر من که مورم چون سلیمان منی

در دلم باشی و هرگز سایه بر من نفگنی

بارک الله آخر، ای سرو، از گلستان منی

دوش دل بردی و می خواهی که امشب خون کنی

من بحل کردم، اگر حجاج قربان منی

کافرت کردند خلقی، بس که ناحق کشتیم

کافری نزدیک خلق، اما مسلمان منی

چون تو مهمانی و آنگه خانه خسرو غمت

یارب، این خواب است، ای یوسف، به زندان منی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۴۲جان شیرین منی، ای از لطافت چون پری
  2. شمارهٔ ۱۸۴۳چه شدت که از کرشمه نظری به ما نکردی؟
  3. شمارهٔ ۱۸۴۴ز نظر اگر چه دوری، شب و روز در حضوری
  4. شمارهٔ ۱۸۴۵بسم از جمال ساقی و شراب ارغوانی
  5. شمارهٔ ۱۸۴۶نفسی که با نگاری گذرد به شادمانی
  6. شمارهٔ ۱۸۴۷خنده ای کن شکرستان دهن بازگشای
  7. شمارهٔ ۱۸۴۸عالم آشوب تر از طره طرار خودی
  8. شمارهٔ ۱۸۴۹می به جام ار چه زخون من مسکین داری
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.