پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۳۹

هر زمانی از کرشمه خویشتن بینی کنی

چند کافر کیش باشی، چند بی دینی کنی؟

صورت چین نایدت از هیچ رویی در نظر

با چنان رو گر نظر در صورت چینی کنی

آینه کو تا ببینی و ببوسی لعل خویش

وز دهان خویشتن هر دم شکرچینی کنی

گر به روی زهره گردون کنی دندان سفید

بر شرف جای مهت گویی که پروینی کنی

آینه بینی و پس گویی که من خود بین نیم

چون ببینی آینه، ناچار خودبینی کنی

گویی اندر گیسوی مشکین من مسکین شوی

گر همان سودا نبینی، بر که مسکینی کنی

مست حسنی و ز خوی بد تویی نقل ترش

جان خسرو هست، اگر رغبت به شیرینی کنی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۴۱گر تو سیمین سرو را شکل سرافرازی دهی
  2. شمارهٔ ۱۸۴۲جان شیرین منی، ای از لطافت چون پری
  3. شمارهٔ ۱۸۴۳چه شدت که از کرشمه نظری به ما نکردی؟
  4. شمارهٔ ۱۸۴۴ز نظر اگر چه دوری، شب و روز در حضوری
  5. شمارهٔ ۱۸۴۵بسم از جمال ساقی و شراب ارغوانی
  6. شمارهٔ ۱۸۴۶نفسی که با نگاری گذرد به شادمانی
  7. شمارهٔ ۱۸۴۷خنده ای کن شکرستان دهن بازگشای
  8. شمارهٔ ۱۸۴۸عالم آشوب تر از طره طرار خودی
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.