پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۲۲

ای قامت چون شاخ گل، از برگ گل خندان تری

چون لاله تر نازکی، چون سرو در بستان تری

گل داشت وقتی بوی تو، آمد به دعوی سوی تو

از آفتاب روی تو شد خشک با چندان تری

یارب چه اندام تر است آن کت به پیراهن در است

آب حیات ار چه تر است، اما ندارد آن تری

اکنون که برنا می شوی، آرام دلها می شوی

هر چند دانا می شوی، از کودکان نادانتری

با عهدت، ای پیمان شکن، گفتی نمی یارم سخن

کز عهد زلف خویشتن بدعهد و بد پیمان تری

یوسف به هفده قلب اگر ارزان بود اندر نظر

گر جان دهم عالم به سر، از وی بسی ارزان تری

گفت منت آید گران، وز همچو من تو بر کران

خوبی و رعنایی، از آن هر روز نافرمان تری

سلطان کند گر هر زمان تیغ سیاست را روان

تو در سیاست جان جان، حقا کزو سلطانتری

گر جان کند خسرو زیان، با تو چه در گیرد از آن

کز بهر جان عاشقان هر روز نافرمان تری

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۲۴زینسان که از هر موی خود زنجیر صد دل می کنی
  2. شمارهٔ ۱۸۲۵ای چهرهٔ زیبای تو رشکِ بتانِ آزری
  3. شمارهٔ ۱۸۲۶جان به فدات می کنم، بو که از آن من شوی
  4. شمارهٔ ۱۸۲۷نیست دلی که هر دمش آفت دین نمی شوی
  5. شمارهٔ ۱۸۲۸قصد که داری، ای پسر، باز چنین که می روی
  6. شمارهٔ ۱۸۲۹می گذری که سینه را وقف هوای خود کنی
  7. شمارهٔ ۱۸۳۰دست به گل نمی زنی، زانکه نگار من تویی
  8. شمارهٔ ۱۸۳۱کج کلها، کمان کشا، تنگ قبای کیستی؟
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.