پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۳۱

کج کلها، کمان کشا، تنگ قبای کیستی؟

لابه گرا و دلبرا، عشوه نمای کیستی؟

زیر کلاه جعد تو بر کمرت کشیده سر

بسته به چابکی کمر چست قبای کیستی؟

مرکب ناز کرده زین، داده به تیغ غمزه کین

ساخته آمده چنین باز برای کیستی؟

سینه بنده جای تو، دیده به زیر پای تو

ما همه در هوای تو، تو به هوای کیستی؟

تا رخ خود نموده ای، جان ز تنم ربوده ای

کاهش من فزوده ای، مهر فزای کیستی؟

خانه جان همی بری، دانه دل همی خوری

نیک بلند می پری، مرغ هوای کیستی؟

خسرو خسته را سخن بسته شد از تو در دهن

طوطی شکرین من، نغز ندای کیستی؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۳۳رخ خوبت به چه ماند، به گلستان و بهاری
  2. شمارهٔ ۱۸۳۴خواستم زو آبرویی، گفت «بیهوده مگوی
  3. شمارهٔ ۱۸۳۵باز این ابر بهاری از کجا آید همی؟
  4. شمارهٔ ۱۸۳۶سبزه نوخیز است و باران در فشان آید همی
  5. شمارهٔ ۱۸۳۷باز بهر جان ما را ناز در سر می‌کنی
  6. شمارهٔ ۱۸۳۸ای پریوش، هر چه رسم مردمی کم می کنی
  7. شمارهٔ ۱۸۳۹هر زمانی از کرشمه خویشتن بینی کنی
  8. شمارهٔ ۱۸۴۰چتر عنبروش کن از گیسو که سلطان منی
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.