پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۰۲

شتربانا، دمی محمل میارای

رها کن تا ببوسم ناقه را پای

نهادند آشنایان بار بر دل

دلم رفته ست و بارش ماند بر جای

روان شد محمل و جانم به دنبال

جرس می نالد و من می کنم وای

ندیدم ره چو غایب شد ز چشمم

غبار بختیان دشت پیمای

تو، ای کت بر شتر آب حیات است

به وادی تشنه می میرم، ببخشای

بیابان پیش چشمم گشت تاریک

مه محمل نشینم، پرده بگشای

دلم چون همرهش شد گویش، ای باد

که جان هم می رسد، تعجیل منمای

خوشی بر مردنم آخر نیارم

بدین دوری همم منزل مفرمای

رسید آن ماه چون خسرو به منزل

تو ره می بین و رو بر خاک می سای

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۰۴چه کردم کآخرم فرمان نکردی
  2. شمارهٔ ۱۸۰۵چنین کان خنده شیرین تو کردی
  3. شمارهٔ ۱۸۰۶ز رحمت چشم بر چاکر نداری
  4. شمارهٔ ۱۸۰۷شکستی طره، تا در سر چه داری؟
  5. شمارهٔ ۱۸۰۸مرا چند آخر از خود دور داری؟
  6. شمارهٔ ۱۸۰۹دلا، با غمزه خوبان چه بازی؟
  7. شمارهٔ ۱۸۱۰رخساره چه می پوشی، در کینه چه می کوشی؟
  8. شمارهٔ ۱۸۱۱اگر تو سرگذشت من بدانی
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.