پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۰۷

شکستی طره، تا در سر چه داری؟

نگویی کینه با چاکر چه داری؟

کله کج کرده ای از بهر آن راست

که خون ریزی، دگر در سر چه داری؟

مسلمان کشتن اندر مذهب تست

بجز این خود تو، ای کافر، چه داری؟

مسلمانی ست این، آخر نه کفرست؟

ستم را، بیوفا، داور چه داری؟

ربودی جان ز خلقی از نگاهی

کنون تا چشم دیگر بر چه داری؟

ورق چون داغ شد، ابتر نگردد

چو داغم کرده ای، ابتر چه داری؟

اگر من گفته ام کز تو صبورم

دروغی گفته ام، باور چه داری؟

غمی دادی و آن دل را سپردم

من اینک حاضرم، دیگر چه داری؟

گرم دیوانه خواهی داشت در دشت

میان بربسته ام بر هر چه داری؟

فتاده سوختم بر خاک راهت

چنینم خاک و خاکستر چه داری؟

بر آب دیده خسرو ببخشای

چو جان تر کرد، چشمش تر چه داری؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۰۹دلا، با غمزه خوبان چه بازی؟
  2. شمارهٔ ۱۸۱۰رخساره چه می پوشی، در کینه چه می کوشی؟
  3. شمارهٔ ۱۸۱۱اگر تو سرگذشت من بدانی
  4. شمارهٔ ۱۸۱۲نگارین مرا شد نوجوانی
  5. شمارهٔ ۱۸۱۳سزد گر نیکویی در من ببینی
  6. شمارهٔ ۱۸۱۴دیوانه شدم ز یار بدخوی
  7. شمارهٔ ۱۸۱۵بر لب اثر شراب داری
  8. شمارهٔ ۱۸۱۶جانا، تو زغم خبر نداری
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.