پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۱۲

نگارین مرا شد نوجوانی

که نو بادش نشاط و کامرانی

خطش پیرامن لب، گوییا خضر

برآمد گرد آب زندگانی

بمیرم بر سر کویش که باشد

سگان کوی او را میهمانی

نه بر رویت خطت، ای آیت حسن

که هست آن فتوی نامهربانی

من از باغ تو گر برگی نبندم

تو باری بر خور از شاخ جوانی

غمی چون کوه بر جانم نهادی

تو باقی مان که من بردم گرانی

چه یارد گفت در وصف تو خسرو

که هرچ اندر دل آرم، بیش از آنی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۱۴دیوانه شدم ز یار بدخوی
  2. شمارهٔ ۱۸۱۵بر لب اثر شراب داری
  3. شمارهٔ ۱۸۱۶جانا، تو زغم خبر نداری
  4. شمارهٔ ۱۸۱۷نی کار کسی ست عشقبازی
  5. شمارهٔ ۱۸۱۸ای برده دلم به دلستانی
  6. شمارهٔ ۱۸۱۹ای آنکه تمام هم چو ماهی
  7. شمارهٔ ۱۸۲۰ای مردم دیده نکویی
  8. شمارهٔ ۱۸۲۱بخرام، ای سرو روان کز باغ رضوان خوشتری
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.