پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۱۹

ای آنکه تمام هم چو ماهی

با زلف چو چتر پادشاهی

مردم ز برای نقش و زلفت

از دیده برون کشد سیاهی

گر خط سیاه خود ببینی

بر مشک دهی به خون گواهی

ای زلف ترت مراغه کرده

بر روی تو چون در آب ماهی

آخر چه شود گر از لب خویش

یک بوسه برای من بخواهی

از خسرو خسته رو بگردان

زان رو که تمام همچو ماهی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۲۱بخرام، ای سرو روان کز باغ رضوان خوشتری
  2. شمارهٔ ۱۸۲۲ای قامت چون شاخ گل، از برگ گل خندان تری
  3. شمارهٔ ۱۸۲۳ای مه، بدین چابک‌روی، از آسمان کیستی؟
  4. شمارهٔ ۱۸۲۴زینسان که از هر موی خود زنجیر صد دل می کنی
  5. شمارهٔ ۱۸۲۵ای چهرهٔ زیبای تو رشکِ بتانِ آزری
  6. شمارهٔ ۱۸۲۶جان به فدات می کنم، بو که از آن من شوی
  7. شمارهٔ ۱۸۲۷نیست دلی که هر دمش آفت دین نمی شوی
  8. شمارهٔ ۱۸۲۸قصد که داری، ای پسر، باز چنین که می روی
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.