پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۰۵

چنین کان خنده شیرین تو کردی

هلاک عاشقان آیین تو کردی

جفا می کرد بر من خود زمانه

بلای عشق تا شد، این تو کردی

نکردی رد سؤال بوسه هرگز

گدایی بر دلم شیرین تو کردی

ترا من دل سپردم، لیک جایش

در آن گیسوی چین بر چین تو کردی

نه مرد عشق بودم من، ولیکن

مگس را طعمه شاهین تو کردی

مبادا نام غم هرگز بر آن دل

مرا گر چه چنین غمگین تو کردی

مرا این ماجرای دیده با تست

چنینم بیدل و بی دین تو کردی

تو خوبان را نمودی پیشم، ای چشم

ستم بر جان من چندین تو کردی

نگفتم بد ترا، ای عشق، هرگز

که قصد خسرو مسکین تو کردی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۰۷شکستی طره، تا در سر چه داری؟
  2. شمارهٔ ۱۸۰۸مرا چند آخر از خود دور داری؟
  3. شمارهٔ ۱۸۰۹دلا، با غمزه خوبان چه بازی؟
  4. شمارهٔ ۱۸۱۰رخساره چه می پوشی، در کینه چه می کوشی؟
  5. شمارهٔ ۱۸۱۱اگر تو سرگذشت من بدانی
  6. شمارهٔ ۱۸۱۲نگارین مرا شد نوجوانی
  7. شمارهٔ ۱۸۱۳سزد گر نیکویی در من ببینی
  8. شمارهٔ ۱۸۱۴دیوانه شدم ز یار بدخوی
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.