پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون

جهان ملک خاتون

رباعیات

۳۵۶ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱۸۱ افتاده مرا دیده به یاری نازک
  2. شمارهٔ ۱۸۲ در باغ برهنه گشتی ای شاهد شنگ
  3. شمارهٔ ۱۸۳ گفتم که چو ابرویت که دیده‌ست هلال
  4. شمارهٔ ۱۸۴ پا بسته ابروت شدم همچو هلال
  5. شمارهٔ ۱۸۵ گل گفت به خنده صبحدم با بلبل
  6. شمارهٔ ۱۸۶ از عکس رخ تو گل و گلزار خجل
  7. شمارهٔ ۱۸۷ در صبح رخ دوست نیاز آرد دل
  8. شمارهٔ ۱۸۸ با غصّه روزگار می‌ساز ای دل
  9. شمارهٔ ۱۸۹ تا کی به غم زمانه سازیم ای دل
  10. شمارهٔ ۱۹۰ هرچند که تو دشمن جانی ای دل
  11. شمارهٔ ۱۹۱ زنهار بکوش تا توانی ای دل
  12. شمارهٔ ۱۹۲ در صبحدمی که خوش سراید بلبل
  13. شمارهٔ ۱۹۳ ای جان و جهان کرده من اندر سر دل
  14. شمارهٔ ۱۹۴ وقتست که باغ را به بار آید گل
  15. شمارهٔ ۱۹۵ بلبل که تو از جان شده‌ای ناظر گل
  16. شمارهٔ ۱۹۶ وقتست که بر سرم کنی باران گل
  17. شمارهٔ ۱۹۷ دلدار ز شوق رفت در گلشن گل
  18. شمارهٔ ۱۹۸ آمد گه آن که خوش بود دامن گل
  19. شمارهٔ ۱۹۹ ای بر رخ زیبات شده مجنون گل
  20. شمارهٔ ۲۰۰ تخت چمن جهان که آراست چو گل
  21. شمارهٔ ۲۰۱ در صبح صبا چمن بیاراست ز گل
  22. شمارهٔ ۲۰۲ در پای گل و سرو دلم کرد مُقام
  23. شمارهٔ ۲۰۳ در باغ رخ تو گل به بار است مدام
  24. شمارهٔ ۲۰۴ رخسار تو چون دمشق و زلف تو چو شام
  25. شمارهٔ ۲۰۵ دل را به سر زلف تو آویخته‌ام
  26. شمارهٔ ۲۰۶ چون شمع به هجران رخت سوخته‌ام
  27. شمارهٔ ۲۰۷ بیمارم و کس نیست که آبی دهدم
  28. شمارهٔ ۲۰۸ بر یاد لبت شبی به روز آوردم
  29. شمارهٔ ۲۰۹ از روی چو خورشید تو مهجور شدم
  30. شمارهٔ ۲۱۰ بس زهر که از دست غمت نوشیدم
  31. شمارهٔ ۲۱۱ ای بر دل و جان ز هجر او صد بارم
  32. شمارهٔ ۲۱۲ شبهای دراز بیشتر بیدارم
  33. شمارهٔ ۲۱۳ امروز هوای باغ و بستان دارم
  34. شمارهٔ ۲۱۴ با دل گفتم که با تو رازی دارم
  35. شمارهٔ ۲۱۵ دل گفت برو سوی گلستان ارم
  36. شمارهٔ ۲۱۶ خورشید رخا من به کمند تو درم
  37. شمارهٔ ۲۱۷ تا کی غم این جهان فرسوده خورم
  38. شمارهٔ ۲۱۸ یارب گنهم تو عفو گردان به کرم
  39. شمارهٔ ۲۱۹ گرمیِ برش به ناز خَوش خَوش گیرم
  40. شمارهٔ ۲۲۰ گفتم که هوای یار سرکش گیرم
  41. شمارهٔ ۲۲۱ من پیش دو چشم نیمه مستت میرم
  42. شمارهٔ ۲۲۲ پروانه صفت پیش تو در پروازم
  43. شمارهٔ ۲۲۳ می‌سوزم و با عشق رُخت می‌سازم
  44. شمارهٔ ۲۲۴ بر آتش عشق تو کبابی ارزم
  45. شمارهٔ ۲۲۵ چون شمع ز سر تا به قدم می‌سوزم
  46. شمارهٔ ۲۲۶ یارب ز گل رخت به خاری برسم
  47. شمارهٔ ۲۲۷ آن دوست که دیدنش بیاراید چشم
  48. شمارهٔ ۲۲۸ ای عشق رخت برده مرا خواب از چشم
  49. شمارهٔ ۲۲۹ تا روی چو ماه تو نهانست ز چشم
  50. شمارهٔ ۲۳۰ رخسار تواَم ماه تمامست به چشم
  51. شمارهٔ ۲۳۱ چشمش به کرشمه گفت جان می‌بخشم
  52. شمارهٔ ۲۳۲ بنگر به گل دو رنگ ای ماه عجم
  53. شمارهٔ ۲۳۳ در آتش روی دوست بگداخت دلم
  54. شمارهٔ ۲۳۴ در عشق رخت ز من رمیده‌ست دلم
  55. شمارهٔ ۲۳۵ از دست غمت به جان رسیده‌ست دلم
  56. شمارهٔ ۲۳۶ از دست غم تو تا توانست دلم
  57. شمارهٔ ۲۳۷ زین بیش بتا مجوی آزار دلم
  58. شمارهٔ ۲۳۸ بگرفت غمت باز گریبان دلم
  59. شمارهٔ ۲۳۹ جز لعل لب تو نیست درمان دلم
  60. شمارهٔ ۲۴۰ چشم خوش تو ربود یکباره دلم

متن اشعار به نقل از گنجور.