پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

رباعیات

شمارهٔ ۲۰۷

بیمارم و کس نیست که آبی دهدم

ور ناله زنم دمی جوابی دهدم

هیچم به جهان نیست مگر لطف طبیب

کز خون جگر مگر شرابی دهدم

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۲۰۹از روی چو خورشید تو مهجور شدم
  2. شمارهٔ ۲۱۰بس زهر که از دست غمت نوشیدم
  3. شمارهٔ ۲۱۱ای بر دل و جان ز هجر او صد بارم
  4. شمارهٔ ۲۱۲شبهای دراز بیشتر بیدارم
  5. شمارهٔ ۲۱۳امروز هوای باغ و بستان دارم
  6. شمارهٔ ۲۱۴با دل گفتم که با تو رازی دارم
  7. شمارهٔ ۲۱۵دل گفت برو سوی گلستان ارم
  8. شمارهٔ ۲۱۶خورشید رخا من به کمند تو درم
همه‌ی رباعیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.