پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

رباعیات

شمارهٔ ۲۱۰

بس زهر که از دست غمت نوشیدم

بس جامه صبر و مردمی پوشیدم

جانا خبرت نیست که در بحر غمت

جان دادم و از میان جان کوشیدم

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۲۱۲شبهای دراز بیشتر بیدارم
  2. شمارهٔ ۲۱۳امروز هوای باغ و بستان دارم
  3. شمارهٔ ۲۱۴با دل گفتم که با تو رازی دارم
  4. شمارهٔ ۲۱۵دل گفت برو سوی گلستان ارم
  5. شمارهٔ ۲۱۶خورشید رخا من به کمند تو درم
  6. شمارهٔ ۲۱۷تا کی غم این جهان فرسوده خورم
  7. شمارهٔ ۲۱۸یارب گنهم تو عفو گردان به کرم
  8. شمارهٔ ۲۱۹گرمیِ برش به ناز خَوش خَوش گیرم
همه‌ی رباعیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.