پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

رباعیات

شمارهٔ ۲۰۹

از روی چو خورشید تو مهجور شدم

وز باده هجران تو مخمور شدم

فریاد دلم رس ای طبیب از سر لطف

کز درد فراق دوست رنجور شدم

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۲۱۱ای بر دل و جان ز هجر او صد بارم
  2. شمارهٔ ۲۱۲شبهای دراز بیشتر بیدارم
  3. شمارهٔ ۲۱۳امروز هوای باغ و بستان دارم
  4. شمارهٔ ۲۱۴با دل گفتم که با تو رازی دارم
  5. شمارهٔ ۲۱۵دل گفت برو سوی گلستان ارم
  6. شمارهٔ ۲۱۶خورشید رخا من به کمند تو درم
  7. شمارهٔ ۲۱۷تا کی غم این جهان فرسوده خورم
  8. شمارهٔ ۲۱۸یارب گنهم تو عفو گردان به کرم
همه‌ی رباعیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.