پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

رباعیات

شمارهٔ ۲۱۶

خورشید رخا من به کمند تو درم

بارت بکشم به جان و جورت ببرم

گر سیم و زرم خواهی ور جان و سرم

خود را بفروشم و مرادت بخرم

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۲۱۸یارب گنهم تو عفو گردان به کرم
  2. شمارهٔ ۲۱۹گرمیِ برش به ناز خَوش خَوش گیرم
  3. شمارهٔ ۲۲۰گفتم که هوای یار سرکش گیرم
  4. شمارهٔ ۲۲۱من پیش دو چشم نیمه مستت میرم
  5. شمارهٔ ۲۲۲پروانه صفت پیش تو در پروازم
  6. شمارهٔ ۲۲۳می‌سوزم و با عشق رُخت می‌سازم
  7. شمارهٔ ۲۲۴بر آتش عشق تو کبابی ارزم
  8. شمارهٔ ۲۲۵چون شمع ز سر تا به قدم می‌سوزم
همه‌ی رباعیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.