جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۲۲۸
ای عشق رخت برده مرا خواب از چشم
سودای تواَم گشاده خوناب از چشم
هرچند که یاقوت درخشان باشد
با رنگ رخت ببردهای آب از چشم
جهان ملک خاتون
ای عشق رخت برده مرا خواب از چشم
سودای تواَم گشاده خوناب از چشم
هرچند که یاقوت درخشان باشد
با رنگ رخت ببردهای آب از چشم
دربارهی جهان ملک خاتونجَهانْمَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیانگذار فرمانروایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری میزیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او همدوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...
زندگینامه و دیوان کامل ←متن شعر به نقل از گنجور.