جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۲۳۱
چشمش به کرشمه گفت جان میبخشم
وز مستی و سرخوشی جهان میبخشم
نرگس به شفاعت از چمن سر بر کرد
گفتا که به عشق تو روان میبخشم
جهان ملک خاتون
چشمش به کرشمه گفت جان میبخشم
وز مستی و سرخوشی جهان میبخشم
نرگس به شفاعت از چمن سر بر کرد
گفتا که به عشق تو روان میبخشم
دربارهی جهان ملک خاتونجَهانْمَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیانگذار فرمانروایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری میزیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او همدوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...
زندگینامه و دیوان کامل ←متن شعر به نقل از گنجور.