پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون

جهان ملک خاتون

رباعیات

۳۵۶ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۲۴۱ بر روی مه تو کرد نظاره دلم
  2. شمارهٔ ۲۴۲ در دست جفای توست همواره دلم
  3. شمارهٔ ۲۴۳ در هجر رخت شمع صفت گریانم
  4. شمارهٔ ۲۴۴ گر من ز غمت جامه دل چاک زنم
  5. شمارهٔ ۲۴۵ چون من قد و بالای تو را یاد کنم
  6. شمارهٔ ۲۴۶ با درد تو ای نگار درمان چه کنم
  7. شمارهٔ ۲۴۷ گفتم که دگر چشم به دلبر نکنم
  8. شمارهٔ ۲۴۸ شب نیست که من یاد تو از جان نکنم
  9. شمارهٔ ۲۴۹ می‌آیی و لطف و کرمت می‌بینم
  10. شمارهٔ ۲۵۰ ابروی تو پیوسته به خم می‌بینم
  11. شمارهٔ ۲۵۱ تا چند ز هجر تو زبون بنشینم
  12. شمارهٔ ۲۵۲ تا دیده شد از شب وصالت محروم
  13. شمارهٔ ۲۵۳ ما دیده به زلف سرکشت دربستیم
  14. شمارهٔ ۲۵۴ از رنگ رخ تو گل به رنگ آوردیم
  15. شمارهٔ ۲۵۵ دایم به خم زلف بتان در بندیم
  16. شمارهٔ ۲۵۶ ما داد دل دوست ازین پس ندهیم
  17. شمارهٔ ۲۵۷ پیوسته ز گردش فلک می‌نرهیم
  18. شمارهٔ ۲۵۸ تا چند کنی به عالمم سرگردان
  19. شمارهٔ ۲۵۹ در هجر رخت دلم ملولست ز جان
  20. شمارهٔ ۲۶۰ با زنده دلان نشین و صاحب نفسان
  21. شمارهٔ ۲۶۱ ای با غم روی تست دلشاد جهان
  22. شمارهٔ ۲۶۲ زنهار که دل منه تو بر حال جهان
  23. شمارهٔ ۲۶۳ آن کس که بجز تو کس ندارد به جهان
  24. شمارهٔ ۲۶۴ ذوقی دگرست وقت گل می خَوردن
  25. شمارهٔ ۲۶۵ ای دل دم عشق یار زین بیش مزن
  26. شمارهٔ ۲۶۶ ای چشمه چشم ما به چشمت روشن
  27. شمارهٔ ۲۶۷ ای دیده به دیدار جمالت روشن
  28. شمارهٔ ۲۶۸ ای شخص ضعیف دیده را گریان کن
  29. شمارهٔ ۲۶۹ جانا به شب وصال پیکار مکن
  30. شمارهٔ ۲۷۰ با روی چو ماه و قد چون سرو چمن
  31. شمارهٔ ۲۷۱ ببرید ز من نگار مسکین دل من
  32. شمارهٔ ۲۷۲ درمانده به کار خویش مسکین دل من
  33. شمارهٔ ۲۷۳ در عشق تو مبتلاست باز این دل من
  34. شمارهٔ ۲۷۴ چشمت که کرشمه می‌کند با دل من
  35. شمارهٔ ۲۷۵ تا کی بود از غمت بلا بر دل من
  36. شمارهٔ ۲۷۶ حل می‌نشود به عشق تو مشکل من
  37. شمارهٔ ۲۷۷ انصاف ندارد این بت دلبر من
  38. شمارهٔ ۲۷۸ از غمزه مست دوست در خوابم من
  39. شمارهٔ ۲۷۹ زنهار ز جور چرخ وارونه دون
  40. شمارهٔ ۲۸۰ ای بر دل من عشق تو هر لحظه فزون
  41. شمارهٔ ۲۸۱ با خصم بگو چند کنی مکر و فسون
  42. شمارهٔ ۲۸۲ ای گشته دلم ز دست هجران پر خون
  43. شمارهٔ ۲۸۳ گفتم چه کنی دوای دل گفتا به
  44. شمارهٔ ۲۸۴ از شرم رخ تو گل ز کار افتاده
  45. شمارهٔ ۲۸۵ گل با رخ دوست بی نسق افتاده
  46. شمارهٔ ۲۸۶ از جور فلک خون به دلم افتاده
  47. شمارهٔ ۲۸۷ مسکین دل من دور ز جان افتاده
  48. شمارهٔ ۲۸۸ ای پیش قدت سرو سهی پست شده
  49. شمارهٔ ۲۸۹ بیداد به من ز حد بشد دادم ده
  50. شمارهٔ ۲۹۰ یارب تو مرا نخست ایمانم ده
  51. شمارهٔ ۲۹۱ ای نوش لبت دلم به نیش افکنده
  52. شمارهٔ ۲۹۲ لعلت نمکی در دل ریش افکنده
  53. شمارهٔ ۲۹۳ از تهمت خصم نیستم آسوده
  54. شمارهٔ ۲۹۴ دستارچه از غم جهان آسوده
  55. شمارهٔ ۲۹۵ ای بی رخ دوست رفته خواب از دیده
  56. شمارهٔ ۲۹۶ بیچاره دلم کرد فغان از دیده
  57. شمارهٔ ۲۹۷ دل دست جفا به سر زنان از دیده
  58. شمارهٔ ۲۹۸ ای کرده روان فرات خون از دیده
  59. شمارهٔ ۲۹۹ آه از دل بیقرار و آه از دیده
  60. شمارهٔ ۳۰۰ تا گشت بتا رخت نهان از دیده

متن اشعار به نقل از گنجور.