پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

رباعیات

شمارهٔ ۲۷۷

انصاف ندارد این بت دلبر من

جان رفت و دلم برد و ندارد سر من

گر برگذرم بر سر کویش گوید

ای بی سر و پا برو میا بر در من

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۲۷۹زنهار ز جور چرخ وارونه دون
  2. شمارهٔ ۲۸۰ای بر دل من عشق تو هر لحظه فزون
  3. شمارهٔ ۲۸۱با خصم بگو چند کنی مکر و فسون
  4. شمارهٔ ۲۸۲ای گشته دلم ز دست هجران پر خون
  5. شمارهٔ ۲۸۳گفتم چه کنی دوای دل گفتا به
  6. شمارهٔ ۲۸۴از شرم رخ تو گل ز کار افتاده
  7. شمارهٔ ۲۸۵گل با رخ دوست بی نسق افتاده
  8. شمارهٔ ۲۸۶از جور فلک خون به دلم افتاده
همه‌ی رباعیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.