پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

رباعیات

شمارهٔ ۲۸۳

گفتم چه کنی دوای دل گفتا به

ور به نشود دلم بدو گفتا به

گفتم که بچینم از لبش شفتالو

گر سیب زنخ به ما رسد گفتا به

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۲۸۵گل با رخ دوست بی نسق افتاده
  2. شمارهٔ ۲۸۶از جور فلک خون به دلم افتاده
  3. شمارهٔ ۲۸۷مسکین دل من دور ز جان افتاده
  4. شمارهٔ ۲۸۸ای پیش قدت سرو سهی پست شده
  5. شمارهٔ ۲۸۹بیداد به من ز حد بشد دادم ده
  6. شمارهٔ ۲۹۰یارب تو مرا نخست ایمانم ده
  7. شمارهٔ ۲۹۱ای نوش لبت دلم به نیش افکنده
  8. شمارهٔ ۲۹۲لعلت نمکی در دل ریش افکنده
همه‌ی رباعیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.