پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

رباعیات

شمارهٔ ۲۴۸

شب نیست که من یاد تو از جان نکنم

و این دیده دل چو شمع گریان نکنم

از سوز و گداز باز ننشینم من

تا رشته جان خویش بریان نکنم

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۲۵۰ابروی تو پیوسته به خم می‌بینم
  2. شمارهٔ ۲۵۱تا چند ز هجر تو زبون بنشینم
  3. شمارهٔ ۲۵۲تا دیده شد از شب وصالت محروم
  4. شمارهٔ ۲۵۳ما دیده به زلف سرکشت دربستیم
  5. شمارهٔ ۲۵۴از رنگ رخ تو گل به رنگ آوردیم
  6. شمارهٔ ۲۵۵دایم به خم زلف بتان در بندیم
  7. شمارهٔ ۲۵۶ما داد دل دوست ازین پس ندهیم
  8. شمارهٔ ۲۵۷پیوسته ز گردش فلک می‌نرهیم
همه‌ی رباعیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.