پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

رباعیات

شمارهٔ ۲۵۰

ابروی تو پیوسته به خم می‌بینم

وز هجر تو چشم خود به نم می‌بینم

آخر به که گویم غم جان و دل خود

غمخوار درین زمانه کم می‌بینم

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۲۵۲تا دیده شد از شب وصالت محروم
  2. شمارهٔ ۲۵۳ما دیده به زلف سرکشت دربستیم
  3. شمارهٔ ۲۵۴از رنگ رخ تو گل به رنگ آوردیم
  4. شمارهٔ ۲۵۵دایم به خم زلف بتان در بندیم
  5. شمارهٔ ۲۵۶ما داد دل دوست ازین پس ندهیم
  6. شمارهٔ ۲۵۷پیوسته ز گردش فلک می‌نرهیم
  7. شمارهٔ ۲۵۸تا چند کنی به عالمم سرگردان
  8. شمارهٔ ۲۵۹در هجر رخت دلم ملولست ز جان
همه‌ی رباعیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.