پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

رباعیات

شمارهٔ ۲۹۸

ای کرده روان فرات خون از دیده

آویخته اشک سرنگون از دیده

با این همه درد دل خیال رخ دوست

آخر تو بگو که چون رود از دیده

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۳۰۰تا گشت بتا رخت نهان از دیده
  2. شمارهٔ ۳۰۱در هجر تواَم دجله روان از دیده
  3. شمارهٔ ۳۰۲اشکم شده از درد روان از دیده
  4. شمارهٔ ۳۰۳ای بی رخ تو چو لاله‌زارم دیده
  5. شمارهٔ ۳۰۴بیچاره دلم ز هجر تو غم دیده
  6. شمارهٔ ۳۰۵خون گشت مرا از غم هجران دیده
  7. شمارهٔ ۳۰۶ما بنده ز جانیم و تو فرمان می‌ده
  8. شمارهٔ ۳۰۷یارب تو مرا دولت بینایی ده
همه‌ی رباعیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.