پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون

جهان ملک خاتون

رباعیات

۳۵۶ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱ در دیده خیال تست ما را همه جا
  2. شمارهٔ ۲ اسرار تو در سینه نهانست مرا
  3. شمارهٔ ۳ یارب تو روا مدار دل تنگ مرا
  4. شمارهٔ ۴ من روی تو را سمن نگویم حاشا
  5. شمارهٔ ۵ تا کی کشم انتظار رویت صنما
  6. شمارهٔ ۶ ای سرو قد تو رُسته در دیده ما
  7. شمارهٔ ۷ عشّاق به درگهت اسیرند بیا
  8. شمارهٔ ۸ عمریست که تا از تو جداییم بیا
  9. شمارهٔ ۹ خواهم شبکی روی تو اندر مهتاب
  10. شمارهٔ ۱۰ یارب به درت شب نیازست امشب
  11. شمارهٔ ۱۱ بر ما در عیش و ناز بازست امشب
  12. شمارهٔ ۱۲ گلروی من از غرور در ورد آویخت
  13. شمارهٔ ۱۳ برخیز و به باغ آی که گل در جوش است
  14. شمارهٔ ۱۴ امروز به بستان چو گل اندر جوش است
  15. شمارهٔ ۱۵ ای دل گل روی یار دیدن چه خوش است
  16. شمارهٔ ۱۶ رفتم به چمن که گل به جوش آمده است
  17. شمارهٔ ۱۷ صبحی به چمن سوسن آزاد بخاست
  18. شمارهٔ ۱۸ از روشنی روی تو مه در کم و کاست
  19. شمارهٔ ۱۹ مسکین دل من که بوته تیر بلاست
  20. شمارهٔ ۲۰ چرخ از حسد رایِ بلندم پستست
  21. شمارهٔ ۲۱ دل دیده به دولت وصالت بسته‌ست
  22. شمارهٔ ۲۲ تدبیر و صواب از دل خوش باید جست
  23. شمارهٔ ۲۳ جان داده‌ام و به نزد جانان هیچست
  24. شمارهٔ ۲۴ اندر خور همّتم جهانی هیچست
  25. شمارهٔ ۲۵ بی یاد تو گر دمی زنم بر باد ست
  26. شمارهٔ ۲۶ ما را غم عشق تو به جان آورده‌ست
  27. شمارهٔ ۲۷ تا روی چو گل به بوستان آورده‌ست
  28. شمارهٔ ۲۸ هستم من سرگشته به عشقت سرمست
  29. شمارهٔ ۲۹ مستیم چو چشم مست شهلای تو مست
  30. شمارهٔ ۳۰ سرو چمن از عُجب برآورده دو دست
  31. شمارهٔ ۳۱ در دیده دلم خیال رویش می‌بست
  32. شمارهٔ ۳۲ نقّاش ازل چه لطفها فرموده‌ست
  33. شمارهٔ ۳۳ از درد بمردیم دوایی بفرست
  34. شمارهٔ ۳۴ چون چشم تو نرگسی ندیدم سرمست
  35. شمارهٔ ۳۵ نقش رخ خوب تو خیال انگیزست
  36. شمارهٔ ۳۶ از جور زمانه بر دلم بار بسیست
  37. شمارهٔ ۳۷ ای دل ستم از یار جفاپیشه بسیست
  38. شمارهٔ ۳۸ در زلف کجت خسته دلی بسته دلست
  39. شمارهٔ ۳۹ از شام سر زلف تو صبحم شام است
  40. شمارهٔ ۴۰ ما را ز جهان وصل نگاری کام است
  41. شمارهٔ ۴۱ بیچاره دلم که بود از عشق تو مست
  42. شمارهٔ ۴۲ دوران فلک نگر که چون گردانست
  43. شمارهٔ ۴۳ گل گفت چو من گلی کجا در چمنست
  44. شمارهٔ ۴۴ زیبا رخ تو ماه درفشان منست
  45. شمارهٔ ۴۵ ای دوست دل از دست فراقت خونست
  46. شمارهٔ ۴۶ ما را دل و دیده در فراقت خونست
  47. شمارهٔ ۴۷ خالی به میان ابروان دارد دوست
  48. شمارهٔ ۴۸ از بس که بیازرد دل دشمن و دوست
  49. شمارهٔ ۴۹ فریاد ز جور دشمن و فرقت دوست
  50. شمارهٔ ۵۰ بر ذکر تو دایماً زبانم جاریست
  51. شمارهٔ ۵۱ این گردش گردون که چو لعبت‌بازی‌ست
  52. شمارهٔ ۵۲ ایام بهار و گل و خرّم روزیست
  53. شمارهٔ ۵۳ تا یک سر موی در تو هستی باقیست
  54. شمارهٔ ۵۴ دردیست به دل که هیچ بهبودش نیست
  55. شمارهٔ ۵۵ رنجور غم عشق تو بهبودش نیست
  56. شمارهٔ ۵۶ بی روی تو ای نگار آرامم نیست
  57. شمارهٔ ۵۷ مشکل که به درد عشق درمانم نیست
  58. شمارهٔ ۵۸ تا بر درت ای دوست مرا باری نیست
  59. شمارهٔ ۵۹ هرگز دل من ز غم دمی خالی نیست
  60. شمارهٔ ۶۰ بیداد فلک بر دلم از حد بگذشت

متن اشعار به نقل از گنجور.