پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

رباعیات

شمارهٔ ۳۹

از شام سر زلف تو صبحم شام است

پختم هوس لب تو لیکن خام است

چشمت نظری نکرد در حال جهان

بیچاره به هرزه در جهان بدنام است

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۴۱بیچاره دلم که بود از عشق تو مست
  2. شمارهٔ ۴۲دوران فلک نگر که چون گردانست
  3. شمارهٔ ۴۳گل گفت چو من گلی کجا در چمنست
  4. شمارهٔ ۴۴زیبا رخ تو ماه درفشان منست
  5. شمارهٔ ۴۵ای دوست دل از دست فراقت خونست
  6. شمارهٔ ۴۶ما را دل و دیده در فراقت خونست
  7. شمارهٔ ۴۷خالی به میان ابروان دارد دوست
  8. شمارهٔ ۴۸از بس که بیازرد دل دشمن و دوست
همه‌ی رباعیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.