پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

رباعیات

شمارهٔ ۴۰

ما را ز جهان وصل نگاری کام است

وز کام جدا گشتنم از ناکام است

عشّاق تو در جهان بسی هست ولی

بیچاره جهان که در جهان بدنام است

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۴۲دوران فلک نگر که چون گردانست
  2. شمارهٔ ۴۳گل گفت چو من گلی کجا در چمنست
  3. شمارهٔ ۴۴زیبا رخ تو ماه درفشان منست
  4. شمارهٔ ۴۵ای دوست دل از دست فراقت خونست
  5. شمارهٔ ۴۶ما را دل و دیده در فراقت خونست
  6. شمارهٔ ۴۷خالی به میان ابروان دارد دوست
  7. شمارهٔ ۴۸از بس که بیازرد دل دشمن و دوست
  8. شمارهٔ ۴۹فریاد ز جور دشمن و فرقت دوست
همه‌ی رباعیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.