پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

رباعیات

شمارهٔ ۴۸

از بس که بیازرد دل دشمن و دوست

گویی به گناه هیچ کندندش پوست

وقتی غم او بر همه دلها بودی

اکنون همه غمهای جهان بر دل اوست

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۵۰بر ذکر تو دایماً زبانم جاریست
  2. شمارهٔ ۵۱این گردش گردون که چو لعبت‌بازی‌ست
  3. شمارهٔ ۵۲ایام بهار و گل و خرّم روزیست
  4. شمارهٔ ۵۳تا یک سر موی در تو هستی باقیست
  5. شمارهٔ ۵۴دردیست به دل که هیچ بهبودش نیست
  6. شمارهٔ ۵۵رنجور غم عشق تو بهبودش نیست
  7. شمارهٔ ۵۶بی روی تو ای نگار آرامم نیست
  8. شمارهٔ ۵۷مشکل که به درد عشق درمانم نیست
همه‌ی رباعیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.