پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

رباعیات

شمارهٔ ۴۶

ما را دل و دیده در فراقت خونست

شوق رخت از حد و صفت بیرونست

گویند ز دل به دل بود راه ولی

ما مایل و تو ز ما ملولی چونست

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۴۸از بس که بیازرد دل دشمن و دوست
  2. شمارهٔ ۴۹فریاد ز جور دشمن و فرقت دوست
  3. شمارهٔ ۵۰بر ذکر تو دایماً زبانم جاریست
  4. شمارهٔ ۵۱این گردش گردون که چو لعبت‌بازی‌ست
  5. شمارهٔ ۵۲ایام بهار و گل و خرّم روزیست
  6. شمارهٔ ۵۳تا یک سر موی در تو هستی باقیست
  7. شمارهٔ ۵۴دردیست به دل که هیچ بهبودش نیست
  8. شمارهٔ ۵۵رنجور غم عشق تو بهبودش نیست
همه‌ی رباعیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.