پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

رباعیات

شمارهٔ ۲۸

هستم من سرگشته به عشقت سرمست

جان خسته ز عشق یار و دل داده ز دست

از گلبن وصل او نچیدم یک گل

وز خار جفا جان جهانی را خست

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۳۰سرو چمن از عُجب برآورده دو دست
  2. شمارهٔ ۳۱در دیده دلم خیال رویش می‌بست
  3. شمارهٔ ۳۲نقّاش ازل چه لطفها فرموده‌ست
  4. شمارهٔ ۳۳از درد بمردیم دوایی بفرست
  5. شمارهٔ ۳۴چون چشم تو نرگسی ندیدم سرمست
  6. شمارهٔ ۳۵نقش رخ خوب تو خیال انگیزست
  7. شمارهٔ ۳۶از جور زمانه بر دلم بار بسیست
  8. شمارهٔ ۳۷ای دل ستم از یار جفاپیشه بسیست
همه‌ی رباعیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.