پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

رباعیات

شمارهٔ ۳۷

ای دل ستم از یار جفاپیشه بسیست

دل بر غم او منه که او هیچ کسیست

بحریست دل نازک تو بی پایان

انگار که در بحر ضمیر تو خسیست

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۳۹از شام سر زلف تو صبحم شام است
  2. شمارهٔ ۴۰ما را ز جهان وصل نگاری کام است
  3. شمارهٔ ۴۱بیچاره دلم که بود از عشق تو مست
  4. شمارهٔ ۴۲دوران فلک نگر که چون گردانست
  5. شمارهٔ ۴۳گل گفت چو من گلی کجا در چمنست
  6. شمارهٔ ۴۴زیبا رخ تو ماه درفشان منست
  7. شمارهٔ ۴۵ای دوست دل از دست فراقت خونست
  8. شمارهٔ ۴۶ما را دل و دیده در فراقت خونست
همه‌ی رباعیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.